فارسی   عربی   بلوچی  






islam way
islamic finder

islam web

sunni Online

Chabhar Free Zon

 

تزکیه و احسان  یعنی حقیقت عبادت خشوع و خضوع و شکستگی و نیاز است که از شهود عظمت حق سبحانه بر دل ظاهر شود و اینچنین سعادت موقوف بر محبت است و ظهور محبت موقوف بر پیروی سید اولین و آخرین صلی الله علیه و سلم است.

عرفان و تصوف زدودن حکومت و محبت ما سوی الله از قلب است و هر محبت و کششی را تابع عشق حق قرار دادن و نیز آراسته شدن اعضاء و جوارح به اعمال مورد رضایت  الله و زیو.ر گرفتن جان از اخلاق الهی است...

"در این قسمت می توانید  در مورد تزکیه و احسان و تصوف و سلوک  با استفاده از آیات و احادیث و پند و نصایح علمای ربانی و اهل دل بهره مند شوید"

قال را بگذار و مرد حال شو                      پیش مرد مقبلی پاما ل شو

 

گزیده ای از خلاصه تصوف

از حضرت مولانامحمد عمر نقشبندی مجددی

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

     سپاس بی قیاس مر خدائی را ست که جلوه داد دلهای اولیاء خود را به محبت خود و متوجه گردانید همم و ارواح ایشان را به بدرقه شوق بجانب دیدار خود و مستغرق گردانید دیده ها و عقول ایشان را به ملاحظه جمال حضرت خود. حتی که از نسیم باد وصالش شدند مانند نشوان. و صبح کرد دلهای شان از مشاهده انوار جلالش واله و حیران پس توجه نکردند در کونین به چیزی غیر او و یاد نفرمودند در دارین مگر اورا.

     ودرود و سلام بی پایان بر پیغمبر اولوالعزمی که خاتم انبیاء و فخر جمیع اکوان و پایه گذار و زمینه ساز نسبت خلق الی الخالق است و بر اولاد و اصحاب او که ذمه بردار و متحمل ارتباط بنی نوع بشر با خالق کائنات اند.

     اما بعد می گوید احقر العباد محمد عمر غفرالله له ولوالدیه ولاساتذته و لمشایخه اگر چه زیبای فرومایه ای مثل بنده نبود که در این میدان قدم نهد اما بتوقع آنکه رشته خود را به ستون بندگان خدا بستن هم از مناسبتی و نفعی خالی نیست جسارت را بکار بردم . بقول شاعر:

                                        گرچه از نیکان نیم خود را به نیکان بسته ام       در بهار آ فرینش غنچه ی گلدسته ام                 

     و بقول دیگری:

                                         احب الصالحین و لست منهم               لعل الله یرزقنی صلاحا  

     و بقول دیگری:

                                                  فی الجمله نسبتی به تو کافی بود مر  بلبل همین که قافیه گل بود

     و بقول دیگری:

                                            نه گلم نه برگ سبزم نه درخت سایه دارم  همه حیرتم که دهقان به چه کار کشت مرا

و اگر نه حقیقتا احقر در میدان تصوف صفر الیدم واز حقائق آن بی خبر آنچه عرض کردم از تصنع و تکلف خالی دانسته شود.

     احقر در این موضوع ضمائرالحکمه که ترجمه بصائر است نوشته ام که در این موضوع جامعترین کتابی است در  این مسائل به آن رجوع شود . نام این مجموعه را به خلاصه التصوف مسمی کردم و ابوابش را بدین منوال مبوب کردم:

باب اول: در بیان سلوک و طریقت و تصوف و صوفی

باب دوم: در بیان اصلاح باطن و حقیقت آن

باب سوم: در بیان ضرورت صحبت شیخ و اهل دل

باب چهارم: در بیان ثبوت بیعت و اقسام آن

باب پنجم: در بیان طریق و آداب بیعت

باب ششم: در بیان شرائط مشیخت و اقسام وآداب آن

باب هفتم: در بیان شرایط مجازین و بیان نسبتها و متعلقات

باب هشتم: در بیان آداب مریدین

باب نهم: در بیان اسم ذات و مباحث آن

باب دهم: در بیان سلاسل و طریق سلوک آنها

باب یازدهم: در بیان کرامت

باب دوازدهم: در بیان مسائل متفرقه 

 

                      ***************************************************